بیمار مستی تهاجمی در آمبولانس

یک بیمار مست روی آمبولانس ، هدف EMT و پزشکان متخصص در وظیفه نیست. با این حال ، به خصوص در جابجایی های شبانه ، ممکن است با چنین سناریوهایی روبرو شوید.

تقریباً هر متخصص پزشکی اورژانس مجبور به معالجه یک بیمار مستحداقل یک بار این مطالعه موردی در اسرائیل اتفاق افتاد و شخصیت داوطلب این داوطلب است خدمات آمبولانس ملی در مرکز اسرائیل. حتی اگر اسرائیل به دلیل سناریو های خشونت آمیز مشهور باشد ، به دلیل تروریسم و ​​گروه های خصمانه جمعیتی ، شخصیت اصلی در محیط های غیر خشونت آمیز کار می کند.

این حادثه: بیمار مستی پرخاشگر

اطلاعات واقعی به عنوان ترتیب وقایع رخ داده و با دسترسی به اطلاعات ارائه می شود.

جدول اعزام این مطالعه موردی

براساس اطلاعات فوق در مورد ارسال کننده کالا ، ما تماس را ارسال کردیم. با حضور در یک تماس قبلی مشابه ، ما نسبتاً آرام بودیم و منتظر چیز خارق العاده ای نبودیم. این واقعیت که "گشت جامعه" (امنیتی) در صحنه بود و درخواست کرده بود امبولانسهمچنین دلیل کمتری برای نگرانی نشان داد.

ما از آدرس داده شده بسیار متعجب شدیم زیرا این یک آدرس در جاده اصلی است که دارای چند آدرس خانه مسکونی است. در حالی که در جاده اصلی رانندگی می کردیم ، به دنبال چراغ های چشمک زن پرتقال گشت زنی جامعه بودیم و آنها را از فاصله ای در جاده اصلی و همچنین چراغ های آبی پلیس دیدیم.

رسیدیم به یک تصادف وسیله نقلیه موتوری در چراغ راهنمایی که در آن یک وسیله نقلیه در چراغ راهنمایی قرمز به عقب خودرو دیگری سوار شده بود. هنگام خروج از امبولانس با تجهیزات، توسط ما آگاه شد پلیس که فقط یک نفر را که نیاز به کمک دارد گزارش کرده است - راننده وسیله نقلیه که با وسیله نقلیه ثابت برخورد کرد.

ارزیابی بصری سریع سرنشینان از وسایل نقلیه دیگر تأیید کرد که مصدومیت دیگری وجود ندارد. پلیس که به ما اطلاع داده بود گفت که راننده "کاملاً مست" ، "بوی الکل" بوده و "قبل از اینکه پلیس را متوجه شود به لعن می پرداخت ، پس از بازگشت به صندلی راننده برای خوابیدن" رفت.

راننده نسبت به تماس های اسمی واکنش نشان نداد اما نسبت به دردی که با لعنت های کم پشت مواجه بود واکنش نشان نداد. راننده را به آمبولانس منتقل کردیم برای بررسی ویتامین ها از آنجا که هیچ گونه آسیب دیدگی وجود ندارد. راننده به وضوح مورد توجه تیم آمبولانس قرار گرفت و ترجیح داد "بخوابد".

وقتی تشخیص دادیم که همودینامیک و تنفس پایدار است ، راننده آمبولانس با ورود به صندلی راننده در آمبولانس ، برای تخلیه آماده شد و من را با بیمار مست کنار گذاشت. از آنجا که پلیس مشکوک به رانندگی در حال مستی (یک عمل جرمی) بود ، یک پلیس برای همراهی با ما و بیمار مشکوک مست در آمبولانس به بیمارستان اسکورت می کرد.

وقتی بیمار مست دید که پلیس در حال آمبولانس است در حال آمدن به آمبولانس است ، وی خشن شد، شلاق خورد و اقدام به خروج از آمبولانس کرد. پلیس ، راننده آمبولانس و من موفق شدیم بیمار مست را مهار کنیم بدون اینکه ضربات و جراحاتی متحمل شود. ما در ابتدا راننده را با فشار دادن او به زور روی برانكارد با وزن خود مهار كردیم، سپس عواقب حمله به پلیس و عضو تیم آمبولانس را توضیح داد.

توافق کلامی بیمار مست برای خودداری از هر نوع خشونت بیشتر برای جلوگیری از استفاده از روشهای جسمی مانند دستبند و / یا باند مثلثی کافی بود. رانندگی به بیمارستان (8mins) و همچنین بستری شدن در بیمارستان بدون هیچ گونه حادثه خشونت بار دیگر گذشت. خون با کمی مقاومت لفظی گرفته شد و تیم آمبولانس پس از انجام گزارش های استاندارد مورد نیاز ، مرخص شد.

با تجزیه و تحلیل این واقعه به صورت گذشته نگر ، فکر می کنم چندین سرنخ وجود داشته و این می تواند به بهترین شیوه هایی که برای اطمینان از ایمنی تیم استفاده می شود ، کمک کند. تعدادی معضل اخلاقی نیز وجود داشت که ذهن من را در حادثه جلب کرد. من فکر می کنم که آموزش مناسب ، خلاصه نویسی ها و بحث در مورد معضلات ممکن است به من کمک کند به جای اتلاف وقت در گزینه های توزین ، با اطمینان کامل عمل کنم. اینها در بخش بعدی "تحلیل" دنبال می شوند.

تجزیه و تحلیل مطالعه موردی: بیمار مست روی آمبولانس

تجزیه و تحلیل مطالعه موردی من شامل ایده های برتر و عملی است که از حادثه ارائه شده و همچنین بینش در مورد مشخصات حادثه ارائه می شود.

روال یک مشکل امنیتی است. هرکسی که تا به حال در مورد هر نوع امنیت یا مسائل امنیتی سر و کار داشته است ، می داند که "روال" خطری را ایجاد می کند. برای اینکه هوشیارتر و عملکردی که ممکن است به حد امکان ممکن انجام شود ، باید نسبت به بی دقتی هایی که با یک ذهنیت "معمول" همراه است ، بسیار محتاط باشید. بدیهی نیست که من "تماس مست قبلی" را در بخش حادثه گنجانده ام.

در حالی که بسیاری از تماس های اضطراری ممکن است از یک الگوی پیروی کنند ، هر تماس به طور بالقوه می تواند به چیزی کاملاً غیر منتظره تبدیل شود ، خصوصاً در مورد ایمنی / خشونت. احساس می کنم "تماس مست قبلی" که قبل از تماس بیمار مست در آن شرکت کردیم ، حواسمان را به هم زد. ما در یک ذهنیت کاملاً آرام بودیم و بنابراین برخی از سرنخ هایی را که احساس می کنم باید به موقع می دانستیم از دست دادیم. انتظار داشتیم بیمار مستی داشته باشیم.

طبق تعریف ، کار آمبولانس نیاز به توجه ، هوشیاری و همچنین وزن گیری مداوم از "آنچه اشتباه پیش می رود". من به دنبال هیستری نیستم بلکه خدمه اورژانس را به رسمیت می شناسم و گرفتار "روتین" شده و هوشیار می مانم تا هر تماس را به عنوان یک حادثه بی نظیر ببینم که به همه آزمایشات و بررسی های ذهنی لازم برای عملکرد خوب نیاز دارد.

جستجوی اطلاعات اگر اطلاعاتی وجود دارد که معنی ندارد ، هر چقدر به ظاهر ناچیز باشد - تحقیق کنید. همه ما آگاه هستیم که بین تماس گیرنده ها برای اعزام به تیم ها ، ارتباط برقرار شده است. اطلاعات منتقل شده همیشه اطلاعاتی نیستند كه توسط اعزام كنندگان درك می شوند و سپس توسط تیم ها مجدداً انتقال داده می شوند. در گذشته ، آدرس مشخص شده باید یک پرچم قرمز باشد که ما فقط در یک "تماس با باشگاه مست" بلکه در مورد دیگری - در این مورد ، یک تصادف وسیله نقلیه موتوری قرار داشتیم.

طرز فکر و بررسی های مربوط به تصادف وسیله نقلیه موتوری با یک بیمار ساده مست بسیار متفاوت است. ما دقایقی کل 4 را برای کشف و به دست آوردن این اطلاعات مهم داشتیم اما به دلیل (الف) معمول و (ب) چیزی که کمی گیج کننده حل نشده بود ، آن را از دست دادیم.

دوباره ارزیابی کنید. هنگامی که چراغ های پلیس آبی را دیدیم ، باید نقاط را به هم وصل کنیم: جاده اصلی + پلیس + اتومبیل + "مست" = تصادف وسیله نقلیه موتوری که شامل یک راننده مست می شود. من می دانم که هر دو شریک زندگی من و من فقط بر روی یک بیمار مست ثابت بودیم. نوشیدن جنایتکار نیست بلکه رانندگی مستانه جرم است.

اگر ایده را دوباره ارزیابی یا حتی ساده بیان کنیم ، من کاملاً مطمئن هستم که می توانستیم هوشیارتر به صحنه بیایند و برای خطرات احتمالی آماده باشند.

چه می شود اگر؟ این یکی از درس های مهم آموخته شده از این مطالعه موردی است و از آن زمان تاکنون به خوبی خدمت کرده است. بسیاری از آنها را بپرسید "چه می شود؟" به طور خاص ، در این مورد خاص ، از خودم پرسیده بودم ، "اگر بیمار مستی خواب نباشد؟" ، چه بسا از بسیاری از درام جلوگیری می شد. من شک ندارم که پلیس که به تیم ما اطلاع داده بود متقاعد شده بود که راننده واقعاً در خواب بوده است. اهداف او خالص بود اما هر دو تیم این تیم را زیر سوال نبردند. ما باید داشته باشیم. در گذشته نگر ، راننده خواب آلود بود ، اما مطمئناً خواب نبود. او سعی می کرد با تظاهر به خواب بودن از بازجویی پلیس جلوگیری کند.

آخرین راننده آمبولانس است. راننده آمبولانس باید آخرین عضو تیم باشد که قبل از تخلیه موقعیت را به دست می گیرد. در مورد ارائه شده ، ما فقط دو عضو تیم بودیم و راننده قبل از اینکه تمام درهای آمبولانس بسته شود و همه سرنشینان نشسته باشند ، موقعیت را در دست گرفتیم. در واقع ، من در حالی که یک پلیس هنوز برای آمبولانس آمادگی داشت ، من در پشت با بیمار تنها مانده بودم. این حادثه خشونت آمیز در همان لحظه رخ داده است که پلیس در حال آمدن به آمبولانس بود ، به این معنی که کمک راننده آمبولانس در دسترس نبود. مهار راننده مست برای دو عضو تیم و پلیس بسیار آسانتر می شد.

تقابل را به حداقل برسانید. من منصفانه اطمینان دارم که اگر در هر دو پلیس و خدمه آمبولانس آموزش دیده بودند که از درام متعاقب آن جلوگیری کنند ، باید از حداقل ممکن جلوگیری کنند. در این مورد خاص ، از آنجا که بیمار مست نسبت به خواب آلودگی داشت (اما مطابق تصویر بالا خواب نیست) ، این عاقلانه تر از آن بود که پلیس یا در کنار راننده بنشیند یا در آنجا بنشیند. متخصص صندلی بعد از ورود به آمبولانس از طریق درب جانبی آمبولانس ، در نتیجه از تماس چشمی و حضور کامل در جلو جلوگیری می شود.

معضلات اخلاقی. تمام بخش های قبلی در این واگذاری جنبه های شخصی ، انسانی و عاطفی این حادثه را از دست داده است. اینها همچنین شامل برخی معضلات به شرح زیر است:

1 داوری - قبل از تخلیه و در حین معلومات ، جزئیات مربوط به این حادثه و راننده در دسترس قرار گرفت: راننده جوان ، جرایم جدی قبلی در مورد ترافیک ، سوء مصرف مواد و غیره. دو دستگاه موتوری دیگر نیز به این حادثه وصل شده بودند که ممکن است سرنشینان من فرزندان من باشند. من نه تنها قضاوت راننده را برای رانندگی در مست (البته غیرقابل اطمینان در زمان تعامل) ، بلکه برای یک خطر جدی / تهدید بسیار نزدیک به خانه یعنی فرزندان ، خانواده ام کردم. و غیره این نادرست است كه بگویم من در مورد بیمار آشكار مست قضاوت نكردم ، به خصوص پس از دیدن تروما كه توسط سرنشینان جوان وسایل نقلیه دیگر تجربه شده است. من قضاوت کردم که رفتار راننده جنایتکار است و یادم است که فکر می کردم خوشحالم که پلیس برای مقابله با آن در صحنه حاضر شده است. من به یاد می آورم که به شدت آگاه هستم یا فکر می کردم که با یک جنایتکار مشهور سر و کار دارم ، اما در عین حال ، یادم است که یک یادداشت برداری انجام دهم تا حرفه ای عمل کنم ، سازمان خود را با افتخار نمایندگی کنم و به درستی رفتار کنم. من هر سه را اداره کردم.
اما بعد ، همه چیز تغییر کرد.
2 عصبانیت - وقتی راننده خشن شد و شلاق زد ، من به معنای واقعی کلمه مورد حمله قرار گرفتم. احتمالاً شخصی نبود ، اما چنین بود. فقط یک یا دو دقیقه قبل ، من شعله هایی از این فرد داشتم که فرزندان / خانواده ام را آزار می داد. راننده بودن ، خواب آلود بود و راننده آهسته و ناکارآمد بود و پلیس و من سریع او را مهار کردم. در طی این رویارویی احساس عصبانیت کردم ، اما رویارویی خشن به سرعت پایان یافت. بارها این قسمت را بازگو کردم و به جرات می توانم بگویم که من از خشم عمل نکردم. من می دانم که این مسئله تا حدودی وجود داشته است ، اما می دانم که زمان کافی برای رسیدن به آن وجود ندارد ، یا اینکه یک بلوک آگاهانه دارم که اجازه نمی دهد عصبانیت در موقعیتی مانند موارد فوق عمل کند. من صادقانه مطمئن نیستم که کدام یک یا شاید ترکیبی از هر دو باشد. در حین حادثه احساس امنیت بسیار کردم ، بخشی از آن به دلیل حضور پلیس و بخشی از آن به دلیل آموزش هنرهای رزمی.
من غالباً از طریق سناریوهای مختلف همان واقعه بازی می کنم و نمی دانم چگونه توانسته ام بهتر حوادث آینده را مدیریت کنم. پاسخی وجود ندارد و فقط با بحث ، بحث و تجربه دیگران می توان به اندازه کافی برای حوادث این طبیعت آماده شد - دلیل دقیقی که من در این دوره شرکت می کنم. من فکر می کنم که هر موقعیت ، شرایط و رویدادها ، سازمان ها و جمعیت ها متفاوت است و بنابراین ، باید در رویکرد فرد ، سازمان شما و سازوکارهای پشتیبانی اعتماد به نفس داشته باشید. این قطعاً موضوعی برای بحث است که من در طول آموزش دریافت نکردم و باید در برنامه های درسی یا حداقل کارگاه ها یا دوره های آموزشی مانند این قرار بگیرد.
من برای امنیت همه تیم های پزشکی دعا می کنم و از هرگونه بازخورد استقبال می کنم.