بیمار مرده در خانه - خانواده و همسایگان متهم فدرال

هماهنگی خدمه پاسخگویی به مراقبت های بهداشتی در مورد خانواده و دوستان عصبانی که اجازه نمی دهند مراقبت از یک فرد مرده را نادیده بگیرد بسیار پیچیده است. علاوه بر این، یک هماهنگی از دست رفته با ایستگاه پلیس یک سناریو واقعا خطرناک را تحریک کرد.

بعضی از سناریوهای آرام ممکن است برای مراقبان پیش بیمارستانی خطرناک و خطرناک باشند. امروز ما تجربه یک دکتر را که در طی یک مداخله در یک بیمار جوان ناخودآگاه در خانه خود مواجه می شود، با افراد کمتر آرام و آرام مواجه می کنیم.

این مورد

این تابستان گرم بود (شاید این وضعیت نیز وضعیت را تشدید کرد). جولای 18th یا 19th بود. ما در 9 نامگذاری شدیم: 15 من، درست بعد از دریافت بازخورد از تغییر شب، برای یک بیمار ناخودآگاه، و هیچ اطلاعات دیگری داده نشده بود، اما این بیمار جوان در خانه اش بود - این ساختمان به دلیل شناخته شده بودن مواد مخدر استفاده از زندگی و کار کردن در آنجا - و این که مردم کاملا مضطرب بودند.

این در یک ساختمان در شهر مرکز شهر در یک شهر در جنوب اسپانیا بود. ما توسط خانواده بیمار به خانه اش هدایت شده ایم و وقتی وارد اتاقمان شدیم، در داخل خانه، درب اتاق که بیمار قرار بود قفل شود.

مادر و خواهرانش اصرار داشتند که او در اوایل شب قبل از خواب بماند و او به تماس ها پاسخ نمی داد. صبح زود بود و مردم شروع به جمع آوری در داخل و خارج از خانه کردند. در نهایت، کسی خانواده را با استفاده از یک ابزار برای شکستن قفل مجبور کرد و ما می توانیم وارد شویم بیمار علائم واضح مرگ را نشان داد. سپس ما همه افراد و یک برادر را از اتاق در حال حرکت می گذاریم، پس از آنکه برخی از مواد مخدر را در اتاق یافتیم، سعی کردیم اطلاعات بیشتری در مورد وضعیت بدست آوریم. ما سپس ساخته ایم ECG برای تایید مرگ بیمار.

جمعیت بسیار عصبانی است، زیرا مشخص شد که بیمار مرده است ما را بسیار دیر کرد و به اندازه کافی تلاش نکرد تا او را احیا کند. آنها شروع به فریاد كردن كردند و علیه ما خشونت آمیزتر و شدیدتر شد.

در اولین لحظه ما تنها با برخی از اعضای خانواده بودیم. سپس مردم بیشتر شروع به جمع آوری کردند و در نهایت دو تیم پلیس محلی برای کنترل وضعیت وارد شدند. ما فقط ECG را ساختیم، جمع آوری اطلاعات را متوقف کردیم و پلیس را دوباره توضیح دادیم که ما درگیر آن شده ایم وضعیت خطرناک که می تواند در هر لحظه از کنترل خارج شود.

ما مجبوریم تصمیم بگیریم که در آنجا باقی بمانیم، تاریخ دقیق شرایط مرگ را بدست آوریم، همانطور که در مرگ های غیر طبیعی انجام می دهیم، و سعی خواهیم کرد تا از خانواده ی مرحوم بعضی از حمایت ها را انجام دهیم، همانطور که در این مرگ و میر های غیرمنتظره ای انجام می دهیم) یا فقط مرگ را تایید می کنید و حرکت می کنید.

برای اقامت در آنجا و یا ترک و همانطور که از طرف جمعیت فقط یک درب را برای فرار داشتیم، مجبور شدیم تصمیم بگیریم که آیا ما قصد استفاده از خشونت را داشتیم تا در صورت عدم اجازه حرکت، از آن استفاده کنیم.
سرانجام، پلیس وارد شد و من می توانستم یک چت کمی با یکی از نمایندگان خانواده داشته باشم که به اندازه کافی معقول برای درک وضعیت و آنچه که انجام داده بود، به اندازه کافی منطقی بود. او با بعضی از مردم صحبت کرد و آنها اجازه دادند ما را ترک کنند.

این یکی از اولین ماموریت من در آن شهر و به ویژه در آن منطقه بود و خیلی از وضعیت خطرناکی که ما می توانستیم با بسیاری از خانواده های فروپاشی و چندین باند در ارتباط داشته باشیم بسیار آگاه نبودیم. من فقط روی بیمار تمرکز کردم، واقعا از زمینه تا زمانی که تیم من درمورد وضعیت به من توصیه نمی کرد.

تحلیل و بررسی

ما رسیدیم به زودی پس از تماس اضطراری و درب بسته بود، به هیچ وجه ما مسئولیت پذیر نبودن مسئولیت پذیری در این سناریو را نداشتیم، اما علی رغم این، خانواده و دوستان واقعا با ما عصبانی بودند.

ما خیلی سریع وارد شدیم، هیچ ارتباطی با جمعیت نداشتیم و متمرکز بر بیمار است. ما تحت فشار قرار نگرفتیم و در هر لحظه حرفه ای عمل کردیم. ما باید صبر کنیم تا پلیس به سناریو نزدیکتر شود و یا حتی صبر کنیم تا وارد اتاق شود. ما بدون در نظر گرفتن ریسک قبلی و یا فرار از خانه و اتاق بیرون رفتیم.

چگونه حادثه دسترسی شما، امنیت و کیفیت خدمات را تغییر داد؟ من از موقعیت های خطرناک بیشتر آگاه هستم و از آن به بعد همیشه پیش از رفتن به خانه ها یا ساختمان هایی که می توانیم در معرض خطر قرار گیریم، یک مسیر فرار را با تیم خود پیش بینی می کنیم.

اگر ما در مورد هر مشکلی فکر کنیم، می توانیم به آسانی از هم جدا شویم و فکر می کنیم وضعیت خطرناک است و منتظر می مانیم تا پلیس وارد شود. درس های کلیدی که از این تجربه آموخته شده، عبارتند از: iبهبود ریسک ارزیابی هر حادثه, پیش راه یک مسیر فرار و نقطه ملاقات و قبل از هماهنگی با پلیس.